آفی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آفی . (اِخ ) تخلص یکی از امراء هند، موسوم باحمدیارخان، متوفی به سال ١٢٦٥ هَ .ق . او به فارسی شعر می گفته و مثنویی به نام گلزار خیال دارد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آفی . (اِخ ) تخلص یکی از امراء هند، موسوم باحمدیارخان، متوفی به سال ١٢٦٥ هَ .ق . او به فارسی شعر می گفته و مثنویی به نام گلزار خیال دارد.