آفتابه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بِ) (اِمر.) ظرفی فلزی یا پلاستیکی با لولة بلند و باریک که سر آن گشاد است و در آن آب کنند و جهت نظافت استفاده کنند. ؛ ~ خرج لحیم کردن (کن.) تعمیر کردن کالای فرسودهای که هزینة تعمیر آن بیش از قیمت خود کالا باشد، کار بیهوده کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بِ) (اِمر.) ظرفی فلزی یا پلاستیکی با لوله بلند و باریک که سر آن گشاد است و در آن آب کنند و جهت نظافت استفاده کنند. ؛ ~ خرج لحیم کردن (کن.) تعمیر کردن کالای فرسودهای که هزینه تعمیر آن بیش از قیمت خود کالا باشد، کار بیهوده کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آفتابه . [ ب َ / ب ِ ] (اِ مرکب ) آب تابه . ظرفی فلزین با لوله ای بلند که در آن آب گرم کنند. مِحَم ّ. ◄ اِبریقی از فلز و بیشتر از مس که در طهارتخانه بکاربرند. قُمْقُمه . (مهذب الاسماء). قُمْقُم . کُمْکُم . ♦ آفتابه گرفتن، آفتابه برداشتن ؛ بقضای حاجت شدن . ◄ ظرفی فلزین که پیش و پس از طعام دست و دهان بدان شویند : بدستش داد زرین آفتابه کنیزی از پیَش زرکش عصابه یکی طشتش بکف از نقره ٔ خام بسان سایه او را گام بر گام . جامی .