آفتاب گردان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گَ)<BR>۱- (ص فا.) سایبان، چتر.<BR>۲- پارچة ضخیم یا لبة کلاه که جلو تابش آفتاب بر چهره را میگیرد.<BR>۳- (اِمر.) گیاهی از تیرة مرکبان که تخم آن را تف داده یا روغن گیرند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گَ) ۱- (ص فا.) سایبان، چتر. ۲- پارچه ضخیم یا لبه کلاه که جلو تابش آفتاب بر چهره را میگیرد. ۳- (اِمر.) گیاهی از تیره مرکبان که تخم آن را تف داده یا روغن گیرند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آفتاب گردان . [ گ َ ] (اِ مرکب ) سایبان . چتر. ◄ لبه ای جدا که بر مقدم کلاه پیوستندی در سفرها تا آفتاب بر روی کمتر تابد. ◄ گلی که ساق آن بستبری ِ دو ابهام و درازای آن ببالای آدمی و بیشتر رسد با برگهای بزرگ و مزغّب و گلی زرد و پهن و بزرگ چون صحنی خرد، وتخم آن را چون تخمه هندوانه سمچکی در گیلان تفت داده و مغز آن را خورند. تنوم . دوارالشمس . ◄ آفتاب پرست . حربا. روزگردک . (محمودبن عمر). بوقلمون .
مترادف و متضاد واژهدان
چتر، سایبان آفتابپرست، آفتابگردک
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی