آفتاب پرست
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ رَ) (اِ.)<BR>۱- جانوری است شبیه به مارمولک، از ردة خزندگان با زبانی دراز که از آن برای شکار حشرات استفاده میکند.<BR>۲- گیاهی از تیرة گاوزبان که در اراضی بایر روید، و گلهای کوچک و سفید و آبی دارد.<BR>۳- مجازاً، زرتشتی، کافر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ رَ) (اِ.) ۱- جانوری است شبیه به مارمولک، از رده خزندگان با زبانی دراز که از آن برای شکار حشرات استفاده میکند. ۲- گیاهی از تیره گاوزبان که در اراضی بایر روید، و گلهای کوچک و سفید و آبی دارد. ۳- مجازاً، زرتشتی، کافر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آفتاب پرست . [ پ َ رَ ] (نف مرکب ) آنکه آفتاب را چون خدائی یا قبله ای نیایش کند. مشمِّس . (السامی فی الاسامی ). عابدالشمس . پرستنده ٔ آفتاب . خورشیدپرست . ◄ (اِ مرکب ) حربا. بوقلمون . خامالاون . حجل . حربایه . آفتاب گردک . اسدالارض . روزگردک . پژمره . خور. انگلیون . مارپلاس . و آن جانوری است چون چلپاسه که هماره روی فرا آفتاب دارد : در آن حال آن جانور را که او را آفتاب پرست میگویند دیدم که در جمال آفتاب حیران و مستغرق شده است . (انیس الطالبین بخاری ). ◄ گلی که آن را امروز آفتاب گردان گویند. آفتاب گردک . درختک دانا. وقواق . (برهان، ذیل درختک دانا). آذرگون . آذریون . و آن گلی است که ساق آن سبز است بستبری ِ ابهامی و گاهی ستبرتر، با برگهای پهن و گلی زرد و بزرگ و با تدویری تمام چون طبقی خرد. تنوم . دوارالشمس . ◄ نیلوفر. گل کبود. گل ازرق . آبرود. آبو. عروس النیل . آبگون : هر سوئی کآفتاب سر دارد گل ازرق در او نظر دارد لاجرم هر گلی که ازرق هست خواندش هندو آفتاب پرست . نظامی . و صاحب صراح، شکاعی را به آفتاب پرست ترجمه کرده که آن را چرخه و چرخله و خارمهک و کافیلو و شوکةالعربیه و ابرةالراهب نیز گویند. ◄ ورتاج . پنیرک . خبازی . نانکلاغ . ملوخیا. خبزالغراب . ملوکیه . ◄ اسفراج . مارچوبه . مارگیا. هلیون . یرامیع. ◄ هلل .
مترادف و متضاد واژهدان
حربا، سوسمار کافر، مشرک گبر، مجوس آذرگون، آذریون آفتابگردان
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی