آفتاب رو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آفتاب رو. (اِ مرکب ) جائی که آفتاب بر آن تابد. بَرآفتاب . آفتاب گاه . مشراق .مشرقه . بتو. مقابل نَسا، نَسار، نَسَر : در موسم زمستان سعدی دو چیز خواهد با روی ْآفتابی در آفتاب روئی . سعدی . ◄ ((ص مرکب ) با روئی چون آفتاب . با صورتی سخت جمیل .