آغاز نهادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص ل.) شروع کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص ل.) شروع کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آغاز نهادن . [ ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) آغاز کردن . آغازیدن : پس آن مزدور چنگ برداشت و سماع خوش آغاز نهاد. (کلیله و دمنه ). شکال هم بدین نمط فصلی آغاز نهاد. (کلیله و دمنه ). هر دو جنگ آغاز نهادند. (کلیله و دمنه ).