آصال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ ع. ] (اِ.) جِ اصیل ؛ شبانگاه، نزدیک غروب.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ ع. ] (اِ.) جِ اصیل ؛ شبانگاه، نزدیک غروب.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آصال . (ع ص، اِ) ج ِ اصیل . صاحب اصلان . ◄ محکم رایان . ◄ (اِ) شبان گاه ها. عشایا.
واژگان فارسی سره واژهدان
نژادگان، نژادگان، شبانگاهان، شبانگاهان، آفتاب٬زردیها
واژگان قرآن
بِالْغُدُوِّ وَ الآصالِ «آصال» جمع «اُصُل» (بر وزن دهل) و آن نیز جمع «اصیل» است که از مادّه «اصل» گرفته شده است که به معناى عصر، نزدیک غروب و شبانگاه است از این نظر که اصل و پایه شب محسوب مى شود.(11)