آشدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آشدار. (نف مرکب ) (از: آش، لعابی که بر روی ظروف سفالین و فلزین دهند + دار، مخفف دارنده ) لعابدار : صحن کاشی کاریش را گاه لنگر فوته بین هرکه را باشد تمنا سیر صحن آشدار. اشرف . ز کاشی پرده و چینی سقرلات ز صحن آشدار و طاس گجرات . اشرف . ◄ آهاردار.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی