آسیب دیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دِ)(ص مف.)صدمه دیده، ضربه - خورده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دِ)(ص مف.)صدمه دیده، ضربه - خورده.
مترادف و متضاد واژهدان
عیبناک، مخدوش، مصدوم، معیوب، ناقص (متضاد: بیعیب، سالم، صحیح)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی