آسبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص مر.) آسیابان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص مر.) آسیابان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آسبان . (ص مرکب، اِ مرکب ) آسیابان : هنوز این آس خون گردان از آن است که آن بی آب دیده آسبان است . نزاری قهستانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص مر.) آسیابان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص مر.) آسیابان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آسبان . (ص مرکب، اِ مرکب ) آسیابان : هنوز این آس خون گردان از آن است که آن بی آب دیده آسبان است . نزاری قهستانی .