آزادشده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آزادشده . [ ش ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) عتیق . معتق . آزادکرده . مَولی .
فرهنگ طیفی واژهدان
نجاتیافته، آزاد (حر)، مرخص، افسارگسیخته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آزادشده . [ ش ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) عتیق . معتق . آزادکرده . مَولی .
فرهنگ طیفی واژهدان
نجاتیافته، آزاد (حر)، مرخص، افسارگسیخته