آروبندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آروبندی . [ ب َ ] (حامص مرکب ) عمل آروبند. جبر و ردّ عظام . پیوستن استخوان شکسته . بجای افکندن استخوان ازجای بگشته .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آروبندی . [ ب َ ] (حامص مرکب ) عمل آروبند. جبر و ردّ عظام . پیوستن استخوان شکسته . بجای افکندن استخوان ازجای بگشته .