آرام کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آرام کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) آرامانیدن . آرمش دادن . آرامش دادن . آرام بخشیدن . تسکین .
فرهنگ طیفی واژهدان
آسوده کردن، معتدل کردن، آب برآتش زدن، آب برآتش کسی ریختن، تسکین دادن، متوقف کردن، آشتی دادن، بهبود دادن آرامش بخشیدن، آرام دادن، اطمینان دادن (بخشیدن)، آرامش خاطر دادن خاطرجمعی دادن