فرهنگ لغت

آراسته کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

آراسته کردن . [ ت َ / ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تزیین . آراستن . تقیین . قبن . تمویه . ♦ خویشتن را آراسته کردن ؛ تصنع.

معنی آراسته کردن | فرهنگ لغت