آذوقه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قِ) (اِ.) نک آزوقه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قِ) (اِ.) نک آزوقه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آذوقه . [ ق َ / ق ِ ] (اِ) (بعضی گویند کلمه ترکی است، و ظاهراً مصحف عدوقه و عذوقه ٔ عربی به معنی خوردنی باشد) ساز. ساز ره . برگ . آنچه از خوردنی همراه دارند سفر را. آنچه در خانه از غله و حبوب و امثال آن گرد کنند مصرف چند ماهی یا سالی را.
واژگان فارسی سره واژهدان
خوراک، توشک، آزوک، آزوغه
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی