آذرفزا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آذرفزا. [ ذَ ف َ ] (اِ مرکب ) آتش افروز. آذرفروز. آذرافزا. ظرفی سفالینه که مجاور آتش نیم افروخته نهند تیز کردن آنرا : نفس را بعذرم چو انگیز کرد چو آذرفزا آتشم تیز کرد. رودکی . ◄ مقراضی که آتش بدان تند و تیز کنند. ◄ (نف مرکب ) سادن و خادم آتشکده .