آذر خرداد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آذر خرداد. [ ذَ رِ خ ُ ] (اِخ ) نام آتشکده ٔ شیراز است و بعضی آن را آتشکده ٔ پنجم از هفت آتشکده ٔ بزرگ دانسته اند. و نام مَلَکی است که باعتقاد فارسیان به محافظت این آتشکده مأمور است . (برهان قاطع). رجوع به آذر خرّاد شود : پدر و مادر سخاوت و جود هر دو خوانند شاه را داماد پیش دو دست او سجود کنند چون مغان پیش آذر خرداد. رودکی . با رحمت تو دود سقر مروحه ٔ نور با هیبت تو نکهت صبح آذر خرداد. شرف شفروه . ◄ نام یکی از موبدان و دانشمندان که بانی آتشکده ٔ آذر خرداد است . (از برهان ) : همه بیابان زآن روشنایی آگه شد چو جان آذر خرداد از آذر خرداد. فرخی . و این آتشکده را آذرخرین نیز نامند. (از برهان ).