فرهنگ لغت

آدم ساده

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

احمق، شخص خام، مضحکه، ببو مظلوم، بازیچه دست، آلت دست، آلت، ابزار صید [صورت صفتی:] معصوم، بی‌گناه، بی‌تزویر، ناشی

معنی آدم ساده | فرهنگ لغت