آخوند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص. اِ.)<BR>۱- ملا، معلم مکتب خانه.<BR>۲- پیشوای مذهبی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص. اِ.) ۱- ملا، معلم مکتب خانه. ۲- پیشوای مذهبی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آخوند. [ خو / خُن ْ ] (ص، اِ) (شاید مخففی از آغا + خوندگار، به معنی خداوندگار) ملا. منلا. عالم . طالب علوم دینیه . ◄ مکتب دار کودکان . معلم کُتّاب . ♦ آخوندبازی ؛ توسل بحیل شرعی . آخوند نباشد درد و غم، گفتن ؛ کسی را که بیمار نیست به القاء بیمار کردن .
مترادف و متضاد واژهدان
روحانی، روضهخوان، شیخ، عالم، فقیه، ملا مدرس، معلم