فرهنگ لغت

آخر شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

آخر شدن . [ خ ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) بپایان رسیدن . برسیدن . سر آمدن . بانجام رسیدن : روز هجران و شب فرقت یار آخر شد زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد. حافظ.

معنی آخر شدن | فرهنگ لغت