آجیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.) میوه خشک مرکب از پسته، بادام، فندق، تخمه و مانند آن. ؛ ~ مشکل گشا آجیلی مرکب از هفت جزء (پسته، فندق، مغز بادام، نخودچی، کشمش، خرماخارک، توت خشکه) که برای رفع مشکل نذر کنند و بخرند و میان هفت نفر متدین تقسیم کنند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) میوه خشک مرکب از پسته، بادام، فندق، تخمه و مانند آن. ؛ ~ مشکل گشا آجیلی مرکب از هفت جزء (پسته، فندق، مغز بادام، نخودچی، کشمش، خرماخارک، توت خشکه) که برای رفع مشکل نذر کنند و بخرند و میان هفت نفر متدین تقسیم کنند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آجیل . (اِ) خشک میوه . مجموع پسته، بادام، نخود، فندق، تخمه ٔ کدو و تخمه ٔ هندوانه ٔ تف داده و نمک زده یا آچارده . ◄ نقل، مزه و توسعاً هر نعمت و فائده که از کسی بدیگری رسد از خوراک و پوشاک و نقدینه . ♦ آجیل مشکل گشا ؛ خشک میوه ها باشد که زنان بنذر بخشند برآمدن حاجتی را.
فرهنگ طیفی واژهدان
خشکبار، تخمه، آلوآجیل، آجیل مشکلگشا، شور، شیرین تخمه هندوانه، ژاپنی، تخمه کدو، خربزه، آفتابگردان تخمه انچوچک جوز، گردو، گردکان، بادام، فندق، پسته، بادام زمینی، بادام هندی، پستهشام (پستهشامی) نخود، نخودچی، کشمش، مویز، سبزه، چلغوز، کنجد، شاهدانه، خشخاش، برنجک، ارده برگه، قیسی، آلبالوخشکه، قرهقوروت