آجیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دِ)۱ - (ص مف.) خلانیده، سوزن فرو برده.<BR>۲- (اِ.) بخیه، ناهمواریهای سطح چیزی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دِ)۱ - (ص مف.) خلانیده، سوزن فرو برده. ۲- (اِ.) بخیه، ناهمواریهای سطح چیزی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آجیده . [ دَ / دِ ] (ن مف، اِ) آجده . آژده . نگنده . و گیوه ٔ آجیده آن است که کف آن رااز برون سوی با ریسمان محکم، خانه خانه بافته باشند. ◄ نوعی از بخیه کوتاهتر از کوک و شلال . ♦ آجیده ٔ سوهان ؛ درشتیها و ناهمواریهای روی سوهان .