آبگز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آبگز. [ گ َ ] (ن مف مرکب ) آبخست . آبزُرُفْت . ♦ آبگز شدن ؛ تباه شدن قسمتی از میوه . ۩ ترنجیده شدن پوست تن آدمی بسبب آب، چنانکه کارگران حمّام را.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آبگز. [ گ َ ] (ن مف مرکب ) آبخست . آبزُرُفْت . ♦ آبگز شدن ؛ تباه شدن قسمتی از میوه . ۩ ترنجیده شدن پوست تن آدمی بسبب آب، چنانکه کارگران حمّام را.