آبناک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آبناک . (ص مرکب ) آب دار. آمیخته به آب : ضیاح، ضیح ؛ شیری آبناک . و زمینی آبناک ؛ زمین که چشمه های بسیار دارد. زمین که آب از آن تراود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آبناک . (ص مرکب ) آب دار. آمیخته به آب : ضیاح، ضیح ؛ شیری آبناک . و زمینی آبناک ؛ زمین که چشمه های بسیار دارد. زمین که آب از آن تراود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی