آبق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آبق . [ ب َ ] (معرب، اِ) معرّب آبَک . زیبق . سیماب .
آبق . [ ب ِ ] (ع ص ) گریخته . گریزنده . ♦ عبدآبق ؛ بنده ٔ گریخته یا گریزپا. ج، اُبَّق، اُبّاق .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آبق . [ ب َ ] (معرب، اِ) معرّب آبَک . زیبق . سیماب .
آبق . [ ب ِ ] (ع ص ) گریخته . گریزنده . ♦ عبدآبق ؛ بنده ٔ گریخته یا گریزپا. ج، اُبَّق، اُبّاق .