آبشار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آبشار. (اِ مرکب ) (از: آب، ماء + شار، از شاریدن به معنی فروریختن، سکب ) آب جوی ونهر بزرگ که از بلندی فروریزد. مصب . شَلاّ له . ◄ سنگ مشبک که بر دهانه ٔ ناودانها نصب کنند.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آبشار. (اِ مرکب ) (از: آب، ماء + شار، از شاریدن به معنی فروریختن، سکب ) آب جوی ونهر بزرگ که از بلندی فروریزد. مصب . شَلاّ له . ◄ سنگ مشبک که بر دهانه ٔ ناودانها نصب کنند.