آباء
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ ع. ] (اِ.) جِ اَب.۱ - پدران، اجداد.<BR>۲- کشیشان.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ ع. ] (اِ.) جِ اَب.۱ - پدران، اجداد. ۲- کشیشان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آباء. (ع اِ) ج ِ اَب . پدران . ♦ آباء علوی ؛ افلاک و ستارگان . سبعه ٔ سیاره . ♦ آباء عنصری ؛ آخشیجان . چارآخشیج . عناصر اربعه . بسائط. چهاراَرکان . امهات . اسطقسات . ارکان اربعه . کیان : مر جاه تو و قدر ترا از سر معنی آباء و سطقسات غلامند و پرستار. سنائی . ♦ آباء یسوعیین ؛ کشیشان پیرو طریقت ایگناس .
مترادف و متضاد واژهدان
اجداد، اسلاف، پدران، پیشینیان، نیاکان (متضاد: اخلاف)
واژگان فارسی سره واژهدان
نیاکانی، نیاکان، پدران، پدران